سرش به نیزه به گل های چیده می ماند
به فجر از افق
خون دمیده می ماند
سرش به نیزه به گل های چیده می ماند
به فجر از افق
خون دمیده می ماند
باز شد ماه محرّم، کربلا را بنگرید | حجّ عاشورای خون، سعی و صفا را بنگرید |
وعده گاه وصل جانان، قبله گاه اهل دل | کوی هفتادودو قربانی، منا را بنگرید |
در عبور کاروانِ پیش گامان عروج | جنب و جوش هجرت از خود تا خدا را بنگرید |
آمده خون حسینی باز در رگ ها به جوش | شور بیداری شعور نینوا را بنگرید |
در خیابان ها، گذرها، کوچه ها، پس کوچه ها | این حضور حاکی از «یا لیتنا» را بنگرید |
می دهد خون شهیدان این ندا کای رهروان | برگ برگ لاله های زیر پا را بنگرید |
ارزش خون شهیدان ارزش یک مکتب است | خون بهای ما خدا باشد بها را بنگرید |
ظهر عاشورا، زمین کربلا بود و حسین | پیش خیل دشمنان، تنها خدا بود و حسین |
هر طرف پرپر گلی از شاخه ای افتاده بود | و اندر آن گلشن، خزانِ لاله ها بود و حسین |
داشت در آغوش گرمش آخرین سرباز را | زآن همه یاران، علی اصغر به جا بود و حسین |
آخرین سرباز هم غلطید در خون گلو | بعد از آن گل، خیمه ها ماتم سرا بود و حسین |
یک طرف جسم علم دار رشید کربلا | غرقه در خون، دستش از پیکر جدا بود و حسین |
عون و جعفر، اکبر و اصغر به خون خود خضاب | کربلا چون لاله زاران با صفا بود وحسین |
تیرباران شد تن سالار مظلومان «فراز» | هرطرف از شش جهت تیرِ بلا بود و حسین |
ما که از عشق حسین (ع) دم میزنیم
کوچه ها را رنگ ماتم میزنیم
پس چرا هر لحظه با رفتار خود
بر دل صاحب زمان (عج) غم میزنیم